۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

دموی جدید بند ایرانی Atria



بند Atria رو قبلا در پست : معرفی و مصاحبه بابند Atria ، معرفی کرده بودم.

و بلاخره بند Atria یک ترک کامل و یک دمو از آلبوم جدیدش رو پخش کرد.

دانلود یک ترک کامل :

sound of atria - download

دانلود دموی کلی آلبوم :

demo-download


دوستان به این نکته واقف باشن که هر دولینک ، با کیفیت دمو هستند گرچه باز هم کیفیت خیلی خیلی خوبی دارن ، ولی کیفیت آلبوم اصلی از این هم بیشتره.

نکته بعد اینکه کسانی که تکنیک پسند و یا جویای تکنیک هستند ، حتما این دمو و این ترک رو دانلود کنن.

بعد از دانلود، حتما نظر خودتون رو بگید، ممنون.

این آلبوم رو شخصا تضمین می کنم، مخصوصا از لحاظ تکنیک.

خبر پخش آلبوم به زودی در همین وبلاگ.

۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

معرفی و مصاحبه با بند ایرانی Nazhand



اگر از طرفداران موسیقی تیره و تاریک و سرشار از غم و اندوه هستید ، آلبوم life ruins-2009 از بند نژند رو به شما پیشنهاد می کنم.



(پسورد فایل بالا : suicidal-depressive )



بند تکنفره نژند در پائیز سال 2004 در تهران تشکیل شد، لغت نژند به معنی افسردگی هستش. محتوای اشعار رو تاریکی، افسردگی، انسان گریزی و خودکشی تشکیل می دن.
ادامه توضیحات رو در مصاحبه ای که با نژند عزیز انجام دادم بخونید.


trane : سبک نژند رو برای کسانی که تا به الان با کارهات آشنایی نداشتن تعریف کن و بگو که چرا اسم سبک نژند رو "Blackness" گذاشتی ؟

Nazhand : اونایی که نمیدونن برن از اونایی که میدونن، بپرسن! موزیک که تعریف کردنی نیست، شنیدنیه. اگه قابل بیان بود که دیگه چرا با ساز به مخاطب میرسونیمش؟!
به نظر من (و کسایی که بلک رو درست متوجه شدن) موزیک ما هیچ وجه تشابهی با دری وری هایی که متال نامیده میشن، نداره. پس هیچ دلیلی نداره که ما هم از پسوند اونا برای خودمون استفاده کنیمو به موزیکمون بگیم Black Metal! اسمی که بیانگر هنر ما باشه، Blackness هست. پس موزیک ما هم Blackness Music هست.

trane : آیا بلکنس چیزی جدای از متال و بلک متال هستش ؟

Nazhand : نه من به همون بندهایی که بلکمتال نامیده میشن، میگم بلکنس میوزیک. فقط تاکیدی بر لغت سیاهی و موزیک سیاهه.

trane : دمو ای که در سال 2008 به اسم Blackness منتشر شد ، شامل یک ترک 13 دقیقه ای بود ، ریتم آهنگ از اول تا آخر هیچ تغییری نمی کنه و همچنان یک صدای سوزناک رو می شنویم ، خیلی از بندها موقع آهنگ سازی خودشون رو محدود می کنن و به نوعی خودشون در یک مواقعی به جای مخاطب تصمیم می گیرن و اگر قرار باشه تو یک ترک 13 دقیقه ای یک ریتم روتکرار کنن به این فکر می کنن که احتمال داره که کمتر کسی این ترک رو بپسنده از این کار خودداری می کنن ، تو چرا این کار رو نمی کنی ؟ موقعی که ترک بلکنس رو ساختی به نظر و سلیقه مخاطب هم فکر می کردی یا اینکه کار خودت رو به خاطر مخاطب تغییر نمی دی ؟

Nazhand : خیلی از بچه ها به من پیشنهاد میکنن که که کاشکی فلان جا کمتر تکرار میکردی، یا کیفت فلان آلبوم رو بالاتر میذاشتی. اما دلیل اینکه من همچنان کار خودمو میکنم، سلیقمه که باعث میشه اون حالت خاص از موزیک به دلم بشینه (همون حالتی که ممکنه به دل خیلیا نشینه!). من که نمیتونم اون مدلی که به نظرم سیاه تره رو ول کنم، بشینم ببینم شنونده احتمالا چیرو بیشتر خواهد پسندید! بعدشم، به طور کلی موزیک نژند موزیک تکرار و تکراره. خوب اگه کسی آدم تنوع طلبیه و از تکرارهای پشت سر هم خسته میشه، اساسا اون آدم سلیقش با من جور در نمیاد، هیچوقتم هوادار نژند نمیتونه بشه، پس چه اصراریه که من رضایت اون تیپ آدمارو جلب کنم. همینطور درمورد قضیه کیفیت. من کار با کیفیت بالا و استودیویی خوشم نمیاد، حس خفه و سیاه رو از کار کم کیفیت میگیرم، برای همینم معمولا دستی کیفیتمو میارم پایین. حالا دوستانی که کیفیت بالا دوست دارن، خوب بفرمایند، کارای با کیفیت بالاتر نژند رو گوش کنن. تا حالا سه چهار تا آلبوم با کیفیت نسبتا بالا دادم بیرون چون به نظرم به اون کارا کیفیت نسبتا بالا میومده. اگر بندی بر خلاف سلیقه خودش عمل کنه (و زیر زمینی هم باشه) آدمه عجیب غریبی باید باشه که با اینکه از موزیکش پولی در نمیاره، به فکر جلب مشتریه بیشتر باشه!

trane : لیریکهای نژند رو بر چه اساسی می نویسی ؟ وقتی غرق در غم و اندوهی شروع به نوشتن لیرک می کنی یا اینکه رسیدن یه شعر جالب به ذهنت برای نوشتن لیریکها کافیه ؟

Nazhand : چون ما اینجا در مورد موزیک بلکنس فعالیت میکنیم، پس عقل سلیم حکم میکنه که برای ما موزیسینها موزیک حرف اول رو بزنه نه متنی که وکال میخونه. من به خود وکال به عنوان یه لاین موسقی نگاه میکنم. برای احساسات پیچیده، کلام عنصر بسیار ناقصی به شمار میاد. تصاویر انتزاعی، یا اصوات موزون خیلی بهتر میتونن اینجور احساسات رو به مخاطب القا کنن. من روی موزیک تاکید بیشتری دارم، برای همینه که خیلی از ترکها رو بدون لیریک یا حتی بدونه وکال میذارم. مخاطب منم جز خواصه نه عامه مردم. اون خواص با زبان موسقی بهتر از زبان ادبیات ارتباط برقرار میکنن. (شاید به علت اینکه اکثر هوادارای من نوازنده ان). اینا به معنی شعر بند تومبانی گفتن نیست. بلکه صحبت سر تاکیداته.
من موزیک رو میسازم، بعد میذارم اجرا شه و یه حسی ازش میگیرم. اسم ترک رو انتخاب میکنم و بعد شروع میکنم به نوشتن متنش. متن اولیه رو تهیه میکنم و بعد در چندین نوبت متن رو ارتقا میدم تا وقتی که آماده خوندن شه.

trane : به غیر از بلکنس به موزیکهای دیگه ای هم علاقه داری ؟ رابطه ای هم بینشون هست، اگر هست چرا ؟

Nazhand : هر موزیکی که حرف از سیاهی بزنه به نظر من نوعی بلکنس میوزیک حساب میشه. معمولا موزیکایی که از سیاهی میگن، سوز دارن. حالا ممکنه تحت عنوان موزیک فولکلور یه منطقه عرضه شه، یا تحت عنوان موزیکهای جهانی مثل بلکنس میوزیکی که ما میزنیم.

trane : هدف از تشکیل نژند چی بود ؟ این هدف از ابتدای کار تا به الان تغییر هم کرده ؟

Nazhand : هدف؟! من تو عمرم هدف عمده ای نداشتم تا به حال. اهداف کوچیک و موضعی بحثش جداست. اما هدف بلند مدتی تاحالا نداشتم. بگن چرا موزیک میزنیو این همه وقت میذاری و زحمت میکشی؟ میگن نمیدونم والا. شاید وقتی یه ترک رو میبندی و یه سیگار روشن میکنیو میشنی گوشش میدی، حس خوشآیندی به آدم دست میده.

trane : وقتی که به فکر ساخت یک آلبوم میفتی ، در درجه اول اولویت رو با چه عنصری می دونی ؟ لیریک یا موسیقی ؟

Nazhand : موسقی

trane : برات مهم هست که آلبوم ها تفاوت چشمگیری هم باهم داشته باشن یا اینکه خوب بودن همه آلبوم ها رو حتی اگر فرق آنچنانی باهم نداشته باشن کافی می دونی ؟

Nazhand : فرق که مسلما دارن. اما حرف کلیه نژند یه چیزه. حالا این حرفو تحت عناوین مختلف میزنم، با رنگ و لعابهای مختلف.

trane : قطعا موسیقی زیرزمینی مخصوصا در اینگونه سبکها با هدف معروف شدن نیست ، خودت چه انگیزه ای داری که آهنگسازی می کنی، یعنی چی باعث می شه که ساخت یک آلبوم جدید رو شروع کنی ؟

Nazhand : من همیشه با سازم ور میرم. کمتر پیش میاد کاری رو اتود کنم، یعنی روی یه قطعه که دیگری ساختتش تمرین کنم. توی این بازی کردنهام بعضی وقتها یه ریف به ذهنم میرسه. قبلا هم گفتم، هروقت یه ریف به ذهنم میرسه، خودش ریف بعدی رو برام تداعی میکنه و همینطور پشت سر هم تایه ترک ساخته شه. یه روز دیگه که داشتم با گیتار بازی میکردم، یه ترک دیگه به ذهنم میرسه و اینطور میشه که یه آلبوم میسازمو میدمش بیرون. یه وقفه و استراحت چند هفته ای میکنمو دوباره شروع میکنم. برای همینم معمولا همیشه دارم روی یه آلبومی کار میکنم.

trane : به نظرت چه چیزی باعث می شه که یک بند ، به عنوان بند زیرزمینی یا Underground مطرح بشه ؟ صرفا زیرزمینی بودن رو یک ویژگی عادی می بینی یا یک افتخار ؟

Nazhand : خوب یه چیز عادیه. بعضی ها دوست دارن شهرت بیشتر داشته باشن. هوادارهاشون تعداد بیشتری باشه اما کیفیتشون کمتر. بعضی ها هم مثل من ترجیخ میدن تعداد کمتر باشه اما کیفیت هواداراشون بالاتر باشه. درضمن یه بند به اصطلاح زیرزمینی در قید و بند نیست ولی بندهایی که با تعداد بالا کاراشونو نشر میکنن، قید و بندهای زیادی دستو بالشونو میبنده. آیا مردم ازین کار خوششون میاد؟ آیا این آلبوم به سرعت کافی به فروش میرسه؟ آیا توی این وبسایتهای دکون مآبانه (که همشون با مقاصد مطلقا اقتصادی به آلبومها رنک میدن) میشه روی این آلبوم سرمایه گذاری کرد؟ اسپانسرمون چی میخواد؟ آلبومهاییمون که مشهورتر شدن چه سبکی بودن؟...
اما یه بند زیرزمینی (و مخصوصا سبک ما که ایجاب میکنه تک نفره کار کنیم) ازین درگیری ها نداره.

trane : اگر در ایران شرایط برای ساخت و انتشار هر سبک موسیقی ای فراهم بود ، بازهم نژند یک پروژه زیرزمینی بود ؟ چرا ؟

Nazhand : فکر کنم آره. گفتم بالا.

trane : هنر رو چگونه تعریف می کنی ؟

Nazhand : آها. سوال خوبیه اما نمیتونم جوابشو درست بدم منظورم اینه نمیتونم نعریف کامل و جامع و مانعی از هنر ارائه بدم. اما میتونم بگم چیزی که از سیاهی حرف نزنه رو اساسا هنر حساب نمیکنم. هنر بایستی از بطن حقایق اموری حرف بزنه که دقدقه های جاودانه بشر هستن. یعنی من به هذیان گویی های پائوکویلو یا شاملو نمیگم هنر. اما به رباعیات خیام میگم! چرا که این از حقایق حرف میزنه اما اونا از چیزی که دوست داشتن حقیقت اونطور باشه حرف میزنن. البته باید بگم که بیان هر حقیقتی هم جز هنر حساب نمیشه، فی المثال روشنگریهای سیاسی یا اجتماعی هیچ ربطی به هنر نداشتن و نخواهند داشت چونکه تاریخ انقضا دارن... یکی از خصوصیات هنر اینه که محصور به زمان خاصی نباشه. یعنی اون نوشته یا اون موزیک یا اون نمایشنامه رو اگر صد سال بعد بخوان استفاده کنن، باز قابل استفاده باشه. جای بیان اون حقایق یه جا دیگست. تو رسانه هاست، توی سایتها و وبلاگهاست، توی مقاله هاست. اما توی هنر نیست! هنر باید از دقدقه های تقریبا حل نشدنی و جاودانه ای حرف بزنه که مشمول همه نوع بشر بشه. دقدقه های حقیقی و همچنین حائز اهمیت.

trane : در مجموع به چه سازهایی تسلط داری ؟

Nazhand : گیتار و کیبورد.

trane : چه چیزی رو عامل اصلی موفق بودن یک اثر هنری می بینی ؟ تسلط هنرمند به کارش یا توانایی در بروز احساسات ؟

Nazhand : بستگی داره موفق بودن رو چی تعریف کنی.
مسلما هدف هنرمند بروز احساساته. تسلط هنرمند هم، تسلط به بروز احساساته!

trane : در پایان اگر مسئله ای بود که باید مطرح می شد و از قلم افتاد ، خودت مطرح کن.

Nazhand : عرضی نیست.